کد خبر: ۳۲۹۵۷
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۵
بیداران:درخواست عباس عبدی از حاج قاسم سلیمانی با واکنش منفی اصولگرایان مواجه شد
درخواست عباس عبدی از سردار سلیمانی که با پاسخ شدیداللحن عبدالله گنجی مواجه شد

به گزارش بیداران، عباس عبدی در کانال تلگرامی خود نوشت:

اعتراضات دی‌ماه سال جاری واقعیت‌های مهمی را برای بسیاری از افراد آشکار کرد که از جهت شناخت جامعه به نوعی اتمام حجت تلقی می‌شود. به تعبیر دیگر از این ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر نمی‌شد که واقعیت اجتماعی بروز یافته و به صورت عریان خود را نشان دهد. واقعیتی که اگر پیش از این نیز اجازه بروز داشت، کم‌کم خود را آشکار می‌کرد. یکی از موارد پیش آمده در این اعتراضات آتش زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت، به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها نیز فیلمی از سردار محترم قاسم سلیمانی منتشر شد که در آن اظهار شده: «صحنه‌های عجیبی بود کربلای ٥. ما برای دفاع از هر متر کشورمان، خصوصا در آن منطقه شهید دادیم. من همین‌جا بگویم وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش‌زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت. گفتم ای‌کاش به‌جای پرچم، من را ده بار آتش می‌زدند، به‌جای تصویر من.

چون ما برای نشاندن پرچم بر سر قله ده‌ها شهید دادیم تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و برافراشته نگه داریم.» طبیعی است که واکنش ابتدایی ما نیز انزجار و تاسف باشد، که هست، ولی به نظر می‌رسد که این واکنش نه‌تنها کافی نیست، بلکه ممکن است موثر هم نباشد. از این رو به جناب سردار سلیمانی یک پیشنهاد منطقی ارایه می‌کنم. جنابعالی نفوذ و قدرت دارید، دست‌تان به خیلی از جاها می‌رسد، و این برخلاف وضع دیگران از جمله امثال ما است. پیشنهاد می‌کنم بلند شوید و یک ساعت از وقت خود را صرف دیدار با این نوجوان کنید. ظاهرا برحسب اطلاع نیروی انتظامی به سرعت شناسایی و دستگیر شده است. فیلمبردار هم ببرید تا از دیدار شما تصویربرداری کنند. بعید می‌دانم که از آن طرف آب آمده باشد یا به ادعای برخی رابطه‌ای سببی یا نسبی با داماد صدام‌حسین داشته باشد. به احتمال زیاد خانواده او چندان ناآشنا نباشند. او در همین نظام آموزش و پرورش ما درس خوانده است. تحت تعلیم و تربیت و تبلیغات همین صداوسیما بوده است. پس از گفت‌وگو با او اول به مردم بفرمایید که این اتفاق در کدام شهر رخ داد؟ آیا در مناطق شمالی شهر تهران و به قولی مرفهان بی‌درد یا عاشقان فرهنگ غرب بود یا از مناطقی که هم‌اکنون هم باید، منبع بسیج نیروها برای اقدامات دفاعی از کشور باشد؟ دوم اینکه او از چه خانواده‌ای بود؟ آیا خانواده او از غرب‌زدگان یا دشمنان حکومت بودند؟ آیا غیرمذهبی و غیرملتزم بودند؟ بفرمایید که پدرش در چه شغلی بود و سابقه‌اش چه بوده است؟ بپرسید که چرا این کار را انجام داد؟ آیا آموزش و پرورش، نظام رسانه‌ای و نهادهای دینی که همه در خدمت ارزش‌های رسمی هستند، به او یاد ندادند که به پرچم کشورش که نماد کشور است احترام بگذارد؟ اگر آموزش ندادند، آیا از طریق خانواده و دوستان و جامعه هم متوجه نشد که باید احترام بگذارد؟ چرا نمی‌دانست که شما یا بزرگترهایش برای به اهتزاز در آوردن این پرچم در متر، متر این خاک در کربلای٥ جانفشانی کرده‌اید؟ چقدر اطمینان دارید که پدر یا یکی از نزدیکان او از مجروحان و جانبازان همان کربلای٥ یا سایر عملیات نباشد؟ پس چرا یک جوان باید تا این حد علیه آن ارزش‌ها نه تنها بی‌تفاوت که جری و ستیزه‌گر باشد؟

مساله مهم‌تر از آتش زدن آن پرچم به سکوت ناظران در برابر این رفتار است که ظاهرا کمتر توجه ما را به خود جلب کرده است. صادقانه و صریح بگویم، اگر می‌توانستم، حتما دست چنان جوانی را می‌گرفتم و در اولین فرصت او را از زندان رها می‌کردم. این زندان جای کسانی است که عمر خود را در مقام بی‌تدبیری و اتلاف منابع کشور و پرخاشگری به این و آن گذرانده‌اند و اکنون نیز طلبکار می‌شوند. مشکل اینجاست که شما صادقانه سخن خود را گفته‌اید و هنوز با خاطره کربلای ٥ و ده‌ها عملیات دیگر زندگی می‌کنید که بسیار هم خاطره‌های ارزنده‌ای است، ولی دو نکته مهم را در این میان فراموش می‌کنیم. اول اینکه چرا یک جوان زیر ٢٠ ساله خاطره خود را با این گذشته افتخارآمیز پیوند نمی‌دهد؟ علت اصلی این است که این خاطرات و جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند. آنها بازیچه دست عده‌ای برای به سکوت واداشتن دیگران و نیز کسب امتیازات ویژه هستند. برخلاف شما و تعدادی از دوستان‌تان که نخواستید تا آن گذشته را سرمایه ارتقای جایگاه و کسب رانت نمایید، و با استناد به آن دیگران را سرزنش یا به سکوت وادار کنید، متاسفانه بخش قابل توجهی هستند که این گذشته دکان دونبش را تبدیل به ابزاری برای توجیه موقعیت فعلی و کسب رانت و به سکوت واداشتن دیگران کرده‌اند. در میان این کاسبان کسانی هستند که روح‌شان هم از حضور در جبهه بی‌خبر بود، چه رسد به جسم آنان. جوان امروز به علت این نحوه برخورد با میراث گذشته، نمی‌تواند با آن همدلی و همراهی و همنوایی لازم را پیدا کند. هیچ کدام از این دوستان به خود نگفتند که چرا خاوری و خاوری‌ها با انداختن یک چفیه هر کاری می‌کنند و بعد به کانادا فرار می‌کنند؟ ریشه این رفتار در نابود کردن سرمایه تاریخی کشور در جنگ تحمیلی پیش پای متقلبان و فاسدان است. حال چگونه از یک جوان ١٦ ساله انتظار داریم که خود را با این میراث همدل کند؟ اگر به اروپا سری بزنید، هنوز هم در یک روز و ساعت مشخص از هر ماه صدای آژیر در می‌آید تا مردم بدانند آرامش و آسایش امروز خود را مدیون جانفشانی‌های چه کسانی هستند. ولی آن افراد امتیاز ویژه‌ای جز احترام و برخی مساعدت‌های مالی که وظیفه جامعه است دریافت نمی‌کنند، و نه در هنگام کنکور دادن این امتیازات به خودشان و فرزندان و نوه‌های‌شان منتقل می‌شود و نه هنگام مباحثه درباره مسائل کشور یا واگذاری پروژه‌ها و... از این حیث امتیازی یا حقانیتی برای آنان منظور می‌شود. ولی جوان امروز ما خود را در محاصره مدعیان گذشته‌ای می‌داند که هیچ تصور و تجربه‌ای از آن گذشته نزد این جوان نیست. هیچ راهی برای انتقال این گذشته هم به آنان وجود ندارد. آنچه که برای این جوان نقد است، همین وضع تبعیض، فساد و بیکاری امروز جامعه است که با پوست و گوشت و استخوان خود لمس می‌کند.  مشکل دیگر این است که وظیفه دولت و حکومت فقط و فقط در جنگ و دفاع مقدس خلاصه نمی‌شود. ده‌ها وظیفه مکمل و متمم دیگر هم دارد که متاسفانه نتوانسته‌ایم، بیشتر آنها را در حد مناسب و مورد انتظار برآورده کنیم. امروز باید در برابر این کاستی‌ها پاسخگو باشیم، و الا تا کی می‌توان از سرمایه جانفشانی‌های کربلای٥ و والفجرها و رمضان و بیت‌المقدس و... برای ایجاد تعلق خاطر به امروز هزینه کرد؟ به نظرم ارزش آن را دارد که با این فرد موردنظر بروید گفت‌وگو کنید، گزارش آن را به‌طور کامل به جامعه بدهید، او را از زندان بیرون آورید، جایش را برای کسانی خالی کنید که منشأ فساد و تباهی و بیکاری و هر درد بی‌درمان دیگر بوده‌اند و اکنون راست راست در حال گشت و گذارند.

 

جناب عبدی شما ها در هر صورت پاک؛مبرا و هیچ نقشی در مشکلات کشور ندارید

 

عبدالله گنجی روزنامه نگار اصولگرا و منتقد اصلاح طلبان پس انتشار این یادداشت از سوی عباس عبدی در کانال تلگرامی خود نوشت: 

 
جناب عبدی در مقاله ای (روزنامه اعتماد)مثل همیشه و مثل همه روشنفکران اصلاح طلب که هیچ مشکلی در کشور به آنان مربوط نمی شود ،در باره سوختن سردار سلیمانی برای سوختن پرچم میهن در اغتشاشات اخیر نوشت:

فیلمی از سردار محترم قاسم سلیمانی منتشر شد که در آن اظهار شده: «صحنه‌های عجیبی بود کربلای ٥. ما برای دفاع از هر متر کشورمان، خصوصا در آن منطقه شهید دادیم. من همین‌جا بگویم وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش‌زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت. گفتم ای‌کاش به‌جای پرچم، من را ده بار آتش می‌زدند، به‌جای تصویر من.چون ما برای نشاندن پرچم بر سر قله ده‌ها شهید دادیم تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و برافراشته نگه داریم.» 

طبیعی است که واکنش ابتدایی ما نیز انزجار و تاسف باشد، که هست، ولی به نظر می‌رسد که این واکنش نه‌تنها کافی نیست، بلکه ممکن است موثر هم نباشد. از این رو به جناب سردار سلیمانی یک پیشنهاد منطقی ارایه می‌کنم. جنابعالی نفوذ و قدرت دارید، دست‌تان به خیلی از جاها می‌رسد، و این برخلاف وضع دیگران از جمله امثال ما است. پیشنهاد می‌کنم بلند شوید و یک ساعت از وقت خود را صرف دیدار با این نوجوان کنید. ظاهرا برحسب اطلاع نیروی انتظامی به سرعت شناسایی و دستگیر شده است. فیلمبردار هم ببرید تا از دیدار شما تصویربرداری کنند. بعید می‌دانم که از آن طرف آب آمده باشد یا به ادعای برخی رابطه‌ای سببی یا نسبی با داماد صدام‌حسین داشته باشد. به احتمال زیاد خانواده او چندان ناآشنا نباشند. او در همین نظام آموزش و پرورش ما درس خوانده است. تحت تعلیم و تربیت و تبلیغات همین صداوسیما بوده است. پس از گفت‌وگو با او اول به مردم بفرمایید که این اتفاق در کدام شهر رخ داد؟ آیا در مناطق شمالی شهر تهران و به قولی مرفهان بی‌درد یا عاشقان فرهنگ غرب بود یا از مناطقی که هم‌اکنون هم باید، منبع بسیج نیروها برای اقدامات دفاعی از کشور باشد؟ دوم اینکه او از چه خانواده‌ای بود؟ آیا خانواده او از غرب‌زدگان یا دشمنان حکومت بودند؟ آیا غیرمذهبی و غیرملتزم بودند؟ بفرمایید که پدرش در چه شغلی بود و سابقه‌اش چه بوده است؟ بپرسید که چرا این کار را انجام داد؟ آیا آموزش و پرورش، نظام رسانه‌ای و نهادهای دینی که همه در خدمت ارزش‌های رسمی هستند، به او یاد ندادند که به پرچم کشورش که نماد کشور است احترام بگذارد؟......"

البته سردار سلیمانی آن جوان را نه دشمن دانسته و نه به بیرون وصل کرده است بلکه "نادان" معرفی کرده است. اما عبدی صغری و کبرایی از دیگران میاورد یا خود می سازد تا چفت و بست منطقش را درست کند.

سعید حجاریان - دوست و همفکر صمیمی مهندس عبدی- بعد از فتنه 88 در شهریور همان سال در آسیب شناسی مساله،"تنفر" را اساس شکل گیری حوادث خشن می داند- که البته به جهت روانشناختی حرف درستی است_ و خود را در تولید آن تنفر سهیم می داند.عبدی حتما به یاد دارند.

اما با فرض اینکه منطق عبدی در ترسیم مسیر رشد آن  جوان درست باشد ، اصلاح طلبان در بیست سال گذشته در تولید تصویری از نظام جمهوری اسلامی که آن تنفر را تولید کند چه نقشی داشته اند.از نخبگان اصلاح طلب می توان جمله ای را پیدا کرد که صراحتا موید نظام جمهوری اسلامی باشد؟.جناب عبدی باید کلاه خود را قاضی بفرمایند که این اقدام چقدر محصول ایده ها و طرح هایی مانند"حاکمیت دوگانه" یا"حالا وقتشه" یا بازی با کلماتی مانند"یکه سالاری" و "مردم سالاری فزاینده" و"مشروطه خواهی" است. در اتوبان ارتباطات فرامرزی و فراملی امروزی -که رئیس جمهور قادر به قراردادن پلیس در این اتوبان نیست-تنفری که اصلاح طلبان مستقر در غرب تولید  وتوزیع می کنند چقدر موثر است.؟ حسین باستانی،رجب مزروعی،فاطمه حقیقت جو،اکبر گنجی ،سازگارا،افشاری،کاظمیان،کدیور،واحدی آفتاب یزد؛..... لابد هم از شما نیستند و هم در تولید این تنفر نقشی ندارند.

صدا و سیما را که شما سالهاست بی خاصیت و بی اثر می دانید چطور هر جا لازم داشته باشید مهم و تربیت کننده محسوب می شود؟. شاید به خاطر همین اقدامات تربیتی  است که در لیست تحریم می رود.!!

معاونت پرورشی آموزش و پرورش را که یادتان هست اصلاح طلبان با آن چه کردند که" ایدئولوژیک" عمل نکند.

مگر اصلاح طلبان نیستند که استاندارد های حیات سیاسی- اجتماعی- و فرهنگی غرب را به عنوان مدینه فاضله  و استاندارد های جهان شمول به خورد جوانان این کشور می دهند؟و احساس کمتری که یکی از بزنگاههای تولید تنفر است را به آنان القا می کنند؟. 

با انصاف قدر و سهم همه را در تولید این تنفر در مقاله ای بنویسید. باورم این است که عبدی- که گفتند احساس تعلقی به این نظام ندارد-  یک جو انصاف دارد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه های استان بوشهر

ناوگان فرسوده تاکسیرانی بوشهر نوسازی می‌شود

۹۲۵ میلیارد ریال برای پروژه‌های عمران شهری بوشهر پیش‌بینی شده است

ارجاع ۱۰۰۰ پرونده تخلف صنفی به تعزیرات حکومتی استان بوشهر

دستگیری عاملان قتل در عالی‌شهر

۳۰ هکتار از اراضی دولتی استان بوشهر رفع تصرف شد

فعالیت ۲۱ تعاونی در دهیاری‌های استان بوشهر

تشکیل کمپین اصلاح الگوی مصرف آب در استان بوشهر

نیروگاه اتمی بوشهر در تولید برق رکورد زد

زرین فر:بوشهر شرایط مناسبی برای گسترش مراودات اقتصادی با قطر دارد

۲۰ هزار سند مالکیت منازل روستایی استان بوشهر صادر شد

محموله تریاک در دشتی کشف شد

مدیران عالی‌رتبه وزارت حمل و نقل و بنادر قطر وارد بوشهر شدند

کشف محموله برنج قاچاق در عسلویه

آسمان بوشهر ابری می‌شود

سفر مدیران وزارت حمل و نقل قطر به بوشهر

رای جالب قاضی برای صیادان متخلف بوشهری

پروژه مرمت دژ برازجان شتاب می‌گیرد

تولید ۲۸ میلیارد کیلووات ساعت برق در نیروگاه اتمی بوشهر

افزایش صدور جواز تاسیس صنعتی در استان بوشهر

۳۴۰ جشنواره و جشن نوروزگاهی در استان بوشهر اجراء شد

برنامه‌های روز ملی خلیج فارس در بوشهر برگزار می‌شود

بوشهر تا نقطه مطلوب در زمینه زیرساخت‌های گردشگری فاصله دارد

زمینه صادرات محصول خرمای استان بوشهر فراهم شود

فرماندار دشتی:مسائل و مشکلات شهر بادوله بررسی شد

بارش باران و تگرگ در استان بوشهر

کاهش ۲۳ درصدی وقوع سرقت در دشتستان

ستوده:پشتوانه سازی برای تربیت مدیران جوان در دولت

مطالعات طرح هادی در 8 روستای دشتی انجام می شود

فرماندار دشتی:فضای شهرستان دشتی برای جذب سرمایه گذار تغییر کند

ساخت 4 آموزشگاه در شهرستان دیر عملیاتی می‌شود

5 کشته در تصادف جاده دیلم _بوشهر

۳۵ میلیون تن محصولات از گمرک پارس جنوبی صادر شد

125 هزار مسافر نوروزی از دیر دیدن کردند

تشکیل کارگروه حمایت از سرمایه گذاران و تولیدکنندگان در بردخون

ساخت مستند «چوکه» کلید خورد

فرماندار دشتی:مطالعات طرح هادی در 8 روستای دشتی انجام می شود

ورود سامانه بارشی به استان بوشهر

ماحوزی: ٨٠ برنامه فرهنگی و هنری ویژه نوروز در استان بوشهر اجرا شد

بوشهر در نوروز97 میزبان چند مسافر بود؟

اشتغال در عرصه منابع طبیعی استان بوشهر گسترش می یابد