یك مدير سفارشي و صدها معضل؛
وضعيت پيچيده بيماران در بيمارستان شهداي خليج فارس

به گزارش بيداران، هرگاه مديري ناتوان در بدنه دولت و نظام اداري فعال ميشود به صورت ناخواسته بي نظمي و آشفتگي را در آن بخش شاهد خواهيم بود.

دستگاه هاي عريض و طويل دولت، سازمان ها و مجموعه هاي مهمي را در خود جاي داده كه در پاره اي از اوقات جايي براي آزمون و خطا ندارد. يكي از اين وزارتخانه هاي بسيار مهم و حساس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكيست.

حال شما به اين موضوع فكر كنيد كه شخصي را به رياست يك بيمارستان آموزشي درماني منصوب كرده اند كه نه تخصص پزشكي دارد، نه دوره ي پزشكي را گذرانده است و نه از پرستاري سر در مياورد و نه حتي يك آمپول زدن ساده را فرا گرفته است.

روي سخن ما بيمارستان شهداي خليج فارس در مركز استان بوشهر است. چندين ماه از انتصاب شخصي به رياست اين بيمارستان ميگذرد كه صدای بيماران و همراهان بيمار را در آورده است.

اين مدير كه با مدرك خدمات بهداشتي پس از رياست چند پزشك متخصص بر اين بيمارستان به اين سمت رسيده است تنها سابقه مسئوليتي وي اداره مركز مطالعات و توسعه پزشكي دانشكاه علوم پزشكي (EDC) بوده كه آن هم به واسطه نسبت فاميلي و خويشاوندي نزديك با يكي از مسئولان به اين سمت گمارده شده بود.

اينك خبر ميرسد وضعيت اين بيمارستان به مراتب بدتر از گذشته شده و وعده وعيدهاي عاطفه اسفندياري رييس بيمارستان براي رفاه حال بيماران و همراهان بيمارستان كه بجايي نرسيده است بماند، كادر درماني هم از وضعيت دريافتي و رسيدگي به امور خود به فرياد افتاده اند.

خانم اسفندياري كه از لطف خویشاوندی همان مسئول سابق در بوشهر درجات پيشرفت را در حال طي كردن است تا امروز نتوانسته انتظاري را براي رفاه حال بيمار و همراهان بيمار فراهم كند و به گفته چند تن از همراهان بيماران حتي در ساعات ملاقات عمومي براي رسيدن به بيمار در طبقات بيمارستان بايد از ميان دو آسانسور موجود كه يكي از آن تمام مدت خراب است انتظار يك آسانسور ٤ نفره را كشيد كه ظرفيت جابجايي هيچكس را ندارد.

از طرفي براي تهيه لوازم مصرفي بيمار بايد به التماس كردن افتاد تا كسي در بيمارستان به داد شما برسد و وقتي از كادر درماني طلب ميكنيد صرفاً كلمه به ما مربوط نيست را ميشنويد.

حال بايد پرسيد چه انگيزه اي براي بقاي اين شخص در يك مركز مهم درماني وجود دارد و تغيير وي براي چه كسي هزينه دارد كه نمي توانند اينكار را انجام دهند و آيا استان بوشهر بخشي از سهام سابقون است كه اينگونه در حال سهم خواهي هستند و آيا داد مردم را بدليل يك انتصاب درآوردن مصلحت دانشگاه علوم پزشكيست؟؟